یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۱۷
حقایق پهلوی | وقتی دختران پهلوی حق انتخاب همسر نداشتند!

حوزه/ دوران پهلوی، یادآور استبداد مطلق و خفقان بی‌رحمانه‌ای بود که حتی نفس کشیدن مردم را تحت کنترل داشت. زندگی خصوصی خانواده‌ها، حق انتخاب شهروندان، آزادی بیان و جایگاه زنان و روشنفکران همگی قربانی خودکامگی شاه می‌شد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، در بخشی از کتاب «پهلوی بدون سانسور» به دیکتاتوری، مستبد بودن و فضای خفقان‌آور دوران پهلوی و کنترل شدید دربار بر زندگی مردم و حتی اعضای خانواده پرداخته می‌شود.

مهندسی انتخابات

در زمان رضاخان انتخابات مجلس به حدی فرمایشی و دستوری بود که در دوره ششم انتخابات مجلس برای آیت الله مدرس حتی یک رأی هم از صندوق بیرون نیامده بود.

مدرس هم گفته بود به فرض که مردم به من رأی نداده اند؛ پس آن یک رأی که خودم دادم کجاست؟

منبع: تاریخ بیست ساله ایران حسین مکی (نماینده مجلس در زمان پهلوی) ج ۵، ص ۳۳

_______________________________________________________

انتخابات آزاد

ویلیام او داگلاس قاضی دیوان عالی آمریکا به نقل از مردم در زمان رضاخان می‌نویسد:

هنگام انتخابات سربازان با صندوق‌های رأی و تعدادی اوراق از پیش نوشته شده به محل رأی‌گیری می‌آیند و در رأس اوراق فقط اسم یک نفر نوشته شده، و مردم پشت سر هم صف می‌بندند و آراء از پیش نوشته شده بین افراد تقسیم میشود و آنگاه صف به ترتیب نوبت به طرف جلو حرکت میکند و مردم اوراق را در صندوق

می‌ریزند.

منبع: سرزمین شگفت انگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی، ویلیام او داگلاس، ص ۱۸۲

______________________________________________________

دیکتاتوری در خانواده

رضاخان در بین اعضای خانواده خود نیز خودکامه و دیکتاتور بوده است، به طوری که یک روز به دختران خود یعنی شمس و اشرف می‌گوید:

موقع ازدواجتان رسیده است و دو نفر برای شما در نظر گرفته شده. شمس چون خواهر بزرگ‌تر است انتخاب اول با او است و دومی هم نصیب اشرف خواهد شد.

منبع: ظهور و سقوط سلطنت پهلوی - جلد اول: خاطرات ارتشید سابق حسین فردوست، تحقیق و تنظیم عبدالله شهبازی، ص ۶۲

«افراد خانواده رضاخان باید همه سر ظهر در سالن غذاخوری حاضر باشند و اگر یک نفر از آنها دقیقه ای تأخیر داشت دیگر جرئت حضور نداشت.

از این بالاتر اینکه حتی برای دختران خویش شوهر انتخاب می‌کرد، از این رو پس از دور شدن از مقام سلطنت هر یک از آنها از شوهر خود طلاق گرفته شوهری مطابق میل خود انتخاب کردند.

منبع: عوامل سقوط محمدرضا پهلوی، علی دشتی (نماینده مجلس و سفیر ایران در زمان پهلوی اول و دوم)، ص ۳۹

______________________________________________________

مردم پفیوز!!!

زمانی که اسدالله عَلَم ناراحتی مردم از گرانی اجناس و وضع بد اقتصادی را به اطلاع شاه می‌رساند شاه در جواب می‌گوید آخر مردم هم غُرغرو هستند و هم پفیوز!

گاهی فکر می‌کنم مردم ایران بهترین مردم جهان هستند، گاهی هم میبینم پفیوز و ضعیف النفس هستند.

منبع: یادداشتهای علم اسدالله علم (وزیر دربار و نخست وزیر پهلوی دوم)، ج ۳، ص ۱۷۴

_____________________________________________________

بدتر از حیوان

در دوره حکومت محمدرضا شاه زمانی که برای مردم سیل زده پایین شهر تهران خانه میساختند پیمانکار به فرح می‌گوید:

این خانه ها خوب نیست و حیوان هم نمیتواند در آنها زندگی کند. فرح جواب میدهد مردم آن منطقه از حیوان هم بدتر هستند.

منبع: محافظ شاه، علی شهبازی (محافظ شاه تا لحظه مرگ)، ص ۲۳۴-۲۳۵

_____________________________________________________

تو خَر خوبی هستی!

ربیعی آخرین فرمانده نیروی هوایی پهلوی به خبرنگاری که برای مصاحبه با او رفته بود می‌گوید:

یک روز زمانی که وارد اتاق شاه شدم سلام دادم تعظیم کردم و دولا شدم، گذاشت تا کفش براق ایتالیایی‌اش را ببوسم و بعد با لبخندی که بر لب داشت به من گفت: که قصد دارد مرا فرمانده نیروی هوایی کند.

باور نمی‌کردم، اشک شادی در چشمم حلقه بست و بعد به من گفت: آیا می‌دانی در نیروی هوایی چند نفر از تو ارشدترند؟

می‌دانستم دست کم پنج نفر از مربیان و استادان خودم هنوز در نیرو بودند نام بردم

و بعد پرسید: میدانی چرا تو را انتخاب کردم؟ نمی‌دانستم در چشمانم خیره شد و گفت: برای اینکه تو خَر خوبی هستی!

منبع: ۲۷۵ روز بازرگان، مسعود بهنود (کارشناس شبکه های بی بی سی فارسی و صدای آمریکا)، ص ۸۸

____________________________________________________

جایگاه روشنفکران

روشنفکران جامعه هیچ جایگاهی در نزد محمدرضا شاه نداشتند. اسدالله علم در این باره میگوید

روزنامه نیویورک تایمز نوشته بود که روشنفکران ایران خواستار تحولات اساسی در اجتماع ایران هستند.

شاه فرمودند: روشنفکر کدام گهی است؟ اینها اشخاصی هستند که هزاران عقده دارند.

منبع: یادداشتهای علم اسدالله علم (وزیر دربار و نخست وزیر پهلوی دوم)، ج ۵، ص ۳۲۳

___________________________________________________

پادشاه مستبد و احمق

فریدون هویدا، سفیر و نماینده دائم شاه در سازمان ملل متحد در مورد جایگاه شاه در بین سیاستمداران جهان نوشته است:

هنری کسینجر مشاور امنیت ملی آمریکا شاه را پادشاهی مستبد ولی روشنفکر می‌دانست و ویلیام سایمون وزیر خزانه‌داری آمریکا معتقد بود شاه یک احمق است.

منبع: سقوط شاه فریدون هویدا، ص ۱۴۱-۱۴۲

__________________________________________________

موی بلند

فرح دیبا در مورد آزادی در زمان پهلوی می‌نویسد:

به خاطر دارم که در آغاز سال‌های پنجاه زنده‌رودی نقاش ایرانی که شهرت بسیار داشت و در آمریکا زندگی می‌کرد

برای نمایشگاه نقاشی‌اش به تهران آمده بود. او همانند بسیاری از هنرمندان غربی آن زمان موهای بلندی داشت.

تنها به همین بهانه او را در خیابان بازداشت کرده سرش را تراشیدند!

منبع: کهن دیارا، فرح دیبا، ص ۲۳۰

_________________________________________________

محافظ گارد

یک روز که فرح برای اسکی به سوئیس رفته بود، دو نفر اسکی باز به صورتی خطرناک به سمت او می‌آیند.

یکی از محافظان گارد جان‌فشانی کرده و خود را جلو می‌اندازد تا فرح آسیب نبیند و پای خودش میشکند؛

ولی فرح بی‌توجه به آن محافظ به اسکی خود ادامه می‌دهد و او را در برف رها می‌کند.

یکی از اسکی بازهای محلی وقتی که می‌بیند آن محافظ گارد در برف افتاده با بیسیم خبر می‌دهد و او را به بیمارستان می‌رسانند.

فردای آن روز فرح میپرسد از اون یارو خَر، خبر دارید؟

اطرافیان با خنده می‌گویند کدام یارو؟

فرح جواب می‌دهد: آن یارو گاردی که دیروز مثل خَر در برف افتاده بود!

منبع: محافظ شاه، علی شهبازی (محافظ شاه تا لحظه مرگ)، ص ۲۰۶

_________________________________________________

مخالفین از ایران بروند!

در زمان شاه آن چنان خفقانی برای احزاب سیاسی کشور وجود داشت که شاه در یازدهم اسفند ۱۳۵۳، بعد از اعلام کردن نظام سیاسی یک حزبی و بریدن صدای تمام احزاب و منتقدان رژیم پهلوی در قسمتی از سخنرانی خود در برابر هیئت وزیران و نمایندگان مجلس اعلام داشت: مخالفان می توانند گذرنامه خود را دریافت و از کشور بیرون روند.

منبع: یادداشتهای علم اسد الله علم (وزیر دربار و نخست وزیر پهلوی دوم)، ج ۴، ص ۱۱

_______________________________________________

جشن تولد اجباری

در زمان پهلوی به مناسبت تولد رضاشاه که میگفتند ۲۴ اسفند بوده است رئیس شهربانی دستور میداد که اصناف مجبورند جشن بگیرند و چراغانی کنند و مقدمات یک کارناوال را نیز فراهم نمایند و حتی از طبقات مختلف پولهایی گرفته میشد و کمیسیونهایی شکل میگرفت تا به جمع آوری وجوه پرداخته و مقدمات جشن را آماده کنند.

منبع: تاریخ بیست ساله ایران حسین مکی (نماینده مجلس در زمان پهلوی)، ج ۵، ص ۱۵۱

________________________________________________

ارزش زن

شاه جایگاه پستی برای زنان قائل بود و در مصاحبه خود با خانم اوریانا فالاچی خبرنگار معروف ایتالیایی می‌گوید:

«در زندگی یک مرد، زن به حساب نمی‌آید مگر وقتی که زیبا و دلربا باشد و خصوصیات زنانه خود را حفظ کرده باشد.

قضیه این فمینیسم چیست؟ این فمینیست‌ها واقعاً چه می خواهند؟

شما می‌گویید: برابری! بسیار خب شما مطابق قانون برابر هستید؛

اما نه از لحاظ توانایی شما زنان هرگز یک میکل آنژ یا یک باخ نداشته‌اید یا حتی یک آشپز بزرگ.

و اگر از امکان یا فرصت صحبت کنید، پاسخ می‌دهم که شوخی است. هیچ چیز بزرگی نداشته‌اید، راستی شما در پی این مصاحبه‌هایتان چند زن قادر به اداره یک کشور را دیده‌اید!»

منبع: مصاحبه های اوریانا فالاچی اوریانا فالاچی، ص ۳۱۲

________________________________________________

جایگاه زنان

اسد الله علم، نخست وزیر و وزیر دربار محمدرضا شاه می‌نویسد:

به شاه گفتم موریس اولدفیلد، رئیس سازمان MI٦ انگلیس زن ندارد شاهنشاه فرمودند: عجب مرد با سعادتی است که زن ندارد.

سپس فرمودند: مسلماً مردانی که زن ندارند در زندگی جلو هستند و بیشتر عمر می‌کنند.

منبع: یادداشتهای علم اسدالله علم (وزیر دربار و نخست وزیر پهلوی دوم)، ج ۳، ص ۲۷۳

_______________________________________________

وطن‌پرستی به نام رضا شاه

گلشائیان وزیر دارایی حکومت رضاخان، خاطره عجیبی در مورد میزان وطن پرستی رضاخان نقل می‌کند:

در زمان جنگ جهانی دوم و بعد از حمله متفقین به ایران قسمت‌هایی از خاک کشور توسط متفقین اشغال شد.

زمانی که به رضاخان گزارش دادند که متفقین این مناطق از کشور رو اشغال کردن در کمال تعجب، رضاخان گفت: پس املاک ما چه می‌شود؟ این نقاط که تمام املاک ماست؟!

منبع یادداشت های شهریور ۱۳۲۰ عباسقلی گلشائیان وزیر دارایی (دوران رضاشاه و وزیر وزارتخانه‌های مختلف در دوران محمدرضا شاه)، ص ۵۵

_________________________________________________

قانون مظلوم

در مورد دیکتاتوری و استبداد رأی رضاخان کریستین دلانوآ فرانسوی در کتاب خود می‌نویسد:

در زمان رضاشاه مجلس به هیچ وجه نمی‌توانست قوانینی مخالف با اراده شاه تصویب کند

و هرگاه کسی جرئت می‌کرد به شاه گوشزد کند که تصمیماتش خلاف قانون است پاسخ می‌شنید قانون را با اوامر من موافق کنید.

منبع: ساواک، کریستین دلانو آ، ص ۲۰

_________________________________________________

کبابی رضاخان

حرص و طمع بی‌پایان رضاخان به گونه‌ای بود که ویپرت بلوشر سفیر آلمان در ایران در خاطراتش می‌نویسد:

رضاخان با سرمایه خود رستورانی در شمیران باز کرده بود و به حساب خود آنجا را اداره می‌کرد؛

بلافاصله بقیه رستوران‌های شمیران بسته شدند و از کسب ممنوع گردیدند و عبور و مرور کامیون‌ها از آنجا ممنوع شد.

منبع سفرنامه پلوشر، و بیرت بلوشر، ص ۲۷۲

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha